چاپ        ارسال به دوست

ياد گرفتم

در زندگي از چيزهاي زيادي ميترسيدم تا اينکه آنها را تجربه کردم!
وحالا ترسي از آنها ندارم!

از "تنهايي" ميترسيدم؛
ياد گرفتم:
"خود را دوست بدارم!"

از "شکست" ميترسيدم؛
ياد گرفتم:
"تلاش نکردن، يعني شکست!"

از "نفرت مردم" ميترسيدم؛
ياد گرفتم:
"به هر حال هر کسي نظري دارد!"

از "درد" ميترسيدم؛
ياد گرفتم:
"درد کشيدن، براي رشد روح لازم است!"

از "سرنوشت" ميترسيدم؛
ياد گرفتم:
"من، توان تغيير آن را دارم!"

از "آينده" ميترسيدم؛
ياد گرفتم:
"ميتوان آينده بهتري ساخت!"

از "گذشته" ميترسيدم؛
فهميدم:
"گذشته ديگر توان آسيب رساندن به من را ندارد!"

و بالاخره از "تغيير" ميترسيدم؛
تا اينکه ياد گرفتم:
"حتي، زيباترين پروانه ها هم قبل از پرواز، کرم بودند و تغيير آنها را زيبا ميکند
((زندگی رو بپذیر، قبولش کن
و به جای اینکه هر روز بگی، کسی درکت نمیکنه
بدون تمام جهان برای رشد و آگاهی تو‌ در حال حرکته.


١٨:٢٢ - دوشنبه ٢٤ ارديبهشت ١٣٩٧    /    شماره : ٤١٣    /    تعداد نمایش : ٥٤


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج