چاپ        ارسال به دوست

تا چشم کار میکند اینجا کرامت است...

از ولادت با سعادت عمه سادات حضرت فاطمه معصومه (س) تا ولادت با شکوه هشتمین آفتاب امامت امام رضا (ع) را دهه کرامت میگویند.

کرامت به چه معنا است و در سیره و سبک زندگی ائمه معصوم (ع) این مفهوم چه جایگاهی دارد و چگونه تعریف شده است؟

کرامت به معنای بزرگواری است و اصل کرامت در روایات ائمه معصوم (ع) ملاک دینداری انسان ها شناخته می شود، آنچنان که پیامبر اکرم (ص) فرمودند: بزرگواری مرد همان دین او است.

همچنین، از پیامبر اکرم (ص) روایت است که کرامت دوری از گناهان است. بنابر روایاتی دیگر، کرم آن است که انسان دنیا را کوچک بشمارد.

علاوه بر این، امیرالمومنین (ع) می فرمایند: هر که برای خود کرامت قائل باشد، دنیا در نظرش خوار و کوچک می شود.

پس کرامت به معنای کوچک شمردن دنیا نیز است. امیرالمومنین (ع) همچنین فرموده اند: کسی در حقیقت کرم و بخشندگی دارد که هوای نفس خود را مهار کند و به نفسش بخل بورزد.

ایشان همچنین می فرمایند: هوای نفست را مهار کن و بر آن بخیل باش که اگر کسی بر نفس بخل بورزد، حقیقت کرامت را یافته است.

برخی دیگر از روایات، وفاداری را به بزرگواری تعبیر می کنند. امیرالمومنین (ع) در این باره می فرمایند: وفاداری به پیمان ها از بزرگواری انسان است.

بنابر آنچه بیان شد، کرامت قبل از هر چیز دینداری و دوری از گناه و بخل داشتن نفس اماره و بعد کوچک شمردن دنیا را شامل می شود و از این مسیر به مقصد صبر و شکیبایی می رسد، از این رو است که امیرالمومنین (ع) می فرمایند: بزرگواری و کرامت، نیکو شکیبایی کردن است.

کسی که دنیا در مقابلش کوچک باشد شکیباییش نیز بالا می رود و این فرد نه تنها برابر مشکلات کم نمی آورد بلکه بار مشکلات دیگران را نیز بر دوش می کشد و امیرالمومنین (ع) در این باره می فرمایند: بزرگواری و کرم این است که بار دیگران بر دوش کشیده شود.

و این از دنیا شکایت نکردن نشانه کرامت است. همچنین، از اخلاق کریمان خلوص و یکرنگی است و ناخالصی از اخلاق انسان های فرومایه است.

امیرالمومنین (ع) می فرمایند: کریمان کسانی هستند که شکیباتر و پرتحمل ترند؛ همچنین ایشان می فرمایند: شتاب در عفو و گذشت از اخلاق کریمان است.

اما همان حضرت (ع) تاکید دارند اگر کسی که کریم به او کرامت کرد، بی ادب تر شد دیگر نباید با کرامت با او برخورد کرد، بلکه اهانت و بی احترامی او را درست می کند.

مثل کسانی که در فتنه 88 امام مسلمین با کرامت با آنها برخورد کرد در حالی که حکمشان اعدام بود اما وقتی سرکشی می کنند دیگر نباید با کرامت با آنها برخورد شود.

چه ارتباطی بین کرامت و سیره رضوی وجود دارد که دهه منتهی به ولادت آن حضرت (ع) دهه کرامت نام گرفته است؟

تمامی روایاتی که بیان شد از امام معصوم است و امام (ع) تا خود به آنها عمل نکند دیگران را به آن عمل دعوت نمی کند؛ حضرات معصومین (ع) به عنوان امامان کریم هم شناخته می شوند پس نخستین کرامت کنندگان اند.

در پاسخ به چرایی تقارن دهه کرامت با ایام ولادت ثامن الائمه (ع) باید گفت همه ائمه (ع) تجلیگاه اسماء الهی هستند، یعنی وقتی ایشان را رضا می نامیم این صفت تنها به امام هشتم (ع) محدود نمی شود بلکه همه ائمه (ع) به رضای الهی رضا هستند اما تجلی خاص این رضایت در زندگانی آن حضرت (ع)، ایشان را به رضا شهره کرده است چراکه حتی بسیاری از علویان متاسفانه ثامن الائمه (ع) را در پذیرش ولایت عهدی نعوذبا… متهم به دنیادوستی کردند و گفتند چرا شما به سمت مامون خبیث می روید در حالی که پدرتان در زندان پدر او بود؟!

اما ایشان با رضایت به خواست الهی هجرت کردند.

همچنین است که آن حضرت (ع) به عنوان عالم آل رسول (ص) شناخته می شوند چراکه این علم در زمان مامون و طی برگزاری مناظرات تجلی خاص یافت و مامون می کوشید علم امام (ع) را زیر سوال ببرد اما عکس این اتفاق رخ داد.

این همانند عصر امامین صادقین (ع) است که دعای مومنین مستجاب شد و امویان و عباسیان به خود مشغول بودند و فرصت برای بروز علم امامان (ع) فراهم شد تا جایی که می دانیم تنها امام ششم (ع) چهار هزار شاگرد داشته اند.

اما برای پاسخ دقیق به چرایی تقارن دهه کرامت با ایام ولادت باسعادت ثامن الائمه (ع) باید گفت کرامت و بزرگواری ایشان در مزین کردن ایران به وجود مبارکشان، اصلی ترین دلیل این نامگذاری است چراکه حضور نورانی و مقدس آن حضرت (ع) ایران را مرکز حقیقی تشیع و اسلام ناب قرار داد؛ علاوه بر این به برکت ایشان و اعتقاد به امامت آن حضرت (ع) است که شیعه اثنی عشری هویت می یابد یعنی هر کسی که به امامت ایشان معتقد باشد، شیعه عثنی عشری است.

کرامت و رواج روح کریمی در جامعه برگرفته از آموزه های رضوی چه تاثیر بر اصلاح سبک زندگی دارد؟

باید توجه داشت که امامان ما کرامات بسیاری دارند و این کرامات به عنوان اعجاز شناخته می شوند؛ البته برخی از انسان ها هم می توانند کرامت داشته باشند که از طریق پرهیزکاری ممکن می شود و انسان را هدایت می کند.

همانگونه که از خصوصیات معصومین (ع) هدایتگری بشر است؛ درباره امام هشتم (ع) هم اینگونه است و ایشان کرامت ویژه ای دارند.

نقل شده: دو برادر بودند یکی پرهیزکار و دیگری بدزبان که همه از دست او در عذاب بودند، این ها قصد زیارت امام هشتم (ع) را کردند و آن بدزبان در بین راه بیمار شد و از دنیا رفت و به تعبیری همه از دست او راحت شدند!

برادر پرهیزکار او را غسل داد و پس از طواف در حرم امام (ع) او را به خاک سپردند.

برادر پرهیزکار، برادرش را در عالم رویا در باغی بزرگ و شادکام دید و تعجب کرد و از چرایی آن پرسید.

گفت: وقتی قبض روح شدم جانم به سختی گرفته شد (چراکه بنابر روایات یکی از لحظاتی که اعمال ما بر سختی یا آسانی آن تاثیر دارد هنگام جان دادن است)

وقتی قبض روح شدم دو ملک سراغ من آمدند و هنگام غسل گویی به جای آب آتش روی من می ریختند و کفنم هم پاره ای از آتش شد و آن دو ملک هم مرا عذاب می کردند.

تا اینکه مرا بردید به حرم امام (ع) و آن دو ملک دور شدند؛ در حرم امام (ع) را دیدم و از او خواستم شفاعتم را کند. همین که مرا بالای سر حضرت (ع) بردید به من گفتند از حضرت طلب شفاعت کن که تنها در حرم ایشان در امانی و بیرون از آن عذاب منتظر تو است. پاسخ دادم از امام (ع) خواستم اما ایشان اعتنایی نکردند. ندا آمد حضرت (ع) را به مادرشان حضرت صدیقه (س) قسم بده که درخواست تو را رد نخواهند کرد و من نیز چنین کردم و این شد که می بینی!

از این ماجرا درمی یابیم که کرامات حضرت ثامن الائمه (ع) به حیات ایشان محدود نیست بلکه پس از حیات ظاهری، نیز ایشان کرامات خود را شامل حال ما می کند و این البته از صفات همه معصومین (ع) است.

آنچه باید از کرامت در سیره رضوی برای زندگی امروز به کار گرفته چیست؟

بالاترین مطلبی که حضرات معصومین (ع) به ما یاد دادند و خواستند که به آن عمل کنیم، این است که ما در مقام تقوا قرار بگیریم تا بتوانیم وجود مقدسشان را درک کنیم و این درک از شفاعت آنها نیز بالاتر و برتر است که به ما امکان همراهی آن حضرات (ع) در آخرت را نیز می دهد، چراکه نفع آنها به این دنیا محدود نمی شود.

همانگونه که در دعای کمیل می گوییم از این ترسانم که فردای قیامت از دوستان تو جدا شوم! و بهترین دوستان خدا حضرات معصومین (ع) هستند که اگر این را درک کنیم و متوسل به آنها شویم خیلی از مشکلات ما برطرف می شود.

از این رو است که در عیون اخبارالرضا (ع) از اباصلت نقل شده که حضرت ثامن الائمه (ع) با هر ملیتی به زبان خودشان صحبت می کردند و حتی وقتی وارد نیشابور شدند با پیرزنی به زبان محلی سخن گفتند.

اباصلت می گوید وقتی از چرایی این مسئله پرسیدم، امام (ع) فرمودند: ما امامیم و حجت خدا بر خلق.

پس اگر معرفت داشته باشیم، در می یابیم که قدرت در کف آنها است و این خواست خدا است که آنها پیشوای مردم قرار بگیرند و ما در دعای توسل می گوییم: ای حجج خدا روی زمین و آنها بحق خلفای الهی روی زمین هستند که معرفت به آنها ما را به حقیقت رهنمون می شود.


٠١:٠٢ - شنبه ٧ مرداد ١٣٩٦    /    شماره : ١٧٢    /    تعداد نمایش : ٢٠٣


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج